دنیای کتاب

کنت مونت کریستو ، رمانی جذاب با مضمون انتقام و بخشش ، قدرت و ضعف

درباره نویسنده کتاب کنت مونت کریستو :

 

الکساندر دوما (Alexandre Dumas) که ژنرالی فرانسوی بود بر اساس اسناد بسیاری که به دست آورد رمان‌های ماندگاری خلق کرد که زمینه همه آن‌ها تاریخ فرانسه است. او یکی از پر آوازه‌ترین نویسندگان  فرانسه است که به خاطر رمان‌های ماجراجویانه و تاریخی‌اش مانند سه تفنگدار و کنت مونت کریستو به شهرتی به سزا دست پیدا کرد. او «کنت مونت کریستو» را در سال 1844 نوشت. دوما با قدرت قلم خود شخصیت‌های واقعی را در قالب رمانی خواندنی پرداخته است تا رمانی مهیج را به نگارش درآورد. الکساندر دوما در سال 1970 و پس از 68 سال زندگی در فرانسه دار فانی را وداع گفت با این حال حدود 213 فیلم و سریال بر اساس رمان‌های وی ساخته شده است.

رمان کنت مونت کریستو نیز بر بستر تاریخ فرانسه ۱۸۱۵ میلادی – که لوئی هجدهم و ناپلون در حال کشمکش بر سر حکومت هستند – نگاشته شده است. این رمان  نیز بارها دستمایه اقتباس آثار سینمایی و تلویزیونی مختلف بوده است.

درباره داستان رمان کنت مونت کرستو

داستان از سال 1815 در فرانسه شروع می شود جایی که ادموند دانتس از سفر دریایی بازگشته است و ماجرای مردن ناخدا و جانشینی اش را برای صاحب کشتی تعریف میکند دانتس نامزد دختری به نام مرسدس است که پسر عموی او فرنان موندگو عاشق اوست و از بودن آن دو با هم ناراحت است همین موضوع زمینه را برای دسیسه چینی او فراهم میکند.

*

دو شخصیت در داستان به فرنان کمک میکنند و نامه ای به دادستان مینویسند مبنی بر اینکه دانتس از عوامل ناپلئون و خائن است. پس از اینکه نامه به دست دادستان میرسد دانتس را در دادگاه احظار می کند و او تعریف میکند که ناخدای کشتی وصیت کرده که به جزیره ای برود که ناپلئون در آن بوده و بسته ای را تحویل دهد و بسته ای را به فردی در فرانسه برساند. دادستان به بی گناهی او پی می برد ولی زمانی که درب بسته را می گشاید می فهمد که نامه ای از طرف ناپلئون به پدرش است به همین جهت نامه را می سوزاند و دانتش را به زندانی مخوف می فرستد.

*

دانتس از همه جا بی خبر به زندان می افتد و بعد از سال ها پدری روحانی که او نیز در زندان بود با حفر نقب به سلول او می آید و چیز های زیادی به دانتش می آموزد و در آخر نقشه گنجی را به او میدهد. پدر روحانی پس از اینکه دانتس می گوید از آن برای انتقام می خواهد استفاده کند از گفتن نقشه گنج به او ابراز پشیمانی می کند. پدر در زندان می میرد و او از زندان فرار میکند و گنج را می یابد و به انتقام افرادی که باعث شدند او به زندان بیافتد می رود.

نقد و بررسی داستان کنت مونت کرستو

مضمون اصلی رمان کنت مونت کریستو انتقام و بخشش، قدرت و ضعف است. زمانی که دشمنان دانتس به صورتی ناعادلانه او را به حبس ابد محکوم می کنند، دانتس در تک تک ثانیه های بقیه عمرش مشغول برنامه ریزی برای انتقام گیری می شود. دانته به صورت معجزه آسایی فرار کرده و به جهان ثروتمندان بازمی گردد. او این را نشانه ای از سوی خدا می داند، نشانه ای از این که خدا هم فرصتی برای انتقام گیری در اختیار او گذاشته است.

*

بعد از این ماجرا، خواننده دیگر نشانه ای از دانتس پیش از زندان پیدا نمی کند. چهارده سال زندگی پشت میله های زندان در یک سلول تاریک او را به یک جنایتکار تبدیل کرده است. دانتس نوزده ساله معصوم، بی خیال و سرخوش قبل از زندان جای خود را به یک دانته سرسخت، بدبین و بی اعتماد در سی و چند سالگی داده است.

در جایی از داستان، نگهبانان زندان دانتس را از صخره به پایین پرت می کنند و او به داخل آب می افتد. به نظر می آید در این صحنه به صورت نمادین یک غسل تعمید معکوس رخ می دهد. از این صحنه به بعد است که دانته شروع می کند به دروغ گفتن و سوءاستفاده از دیگران. دیگر دانته یک قهرمان صاف و صادق نیست.

*

به منظور تقویت فرآیند چنین تغییری، به محض بازگشت دانته به جامعه، دوما از او به عنوان کنت مونت کریستو یاد می کند. حال این کنت است و نه دشمنان او که با مخالفانش بازی می کند. او اگرچه به کسانی که با او و پدرش رفتار خوبی داشته اند پاداش می دهد، ولی بخش عمده ای از داستان حول تمایل مونت کریستو برای انتقام گیری می چرخد. در طول داستان، دانته به منظور فریب افراد دور و برش و تلاش برای مجازات دشمنانش، بارها تغییر ظاهر می دهد.

*

کنت مونت کریستو بعد از مشاهده پسر مرده ویلفورت که یک قربانی بی گناه است، متوجه می شود که بیش از حد افراطی عمل کرده است. او برای اولین بار متوجه می شود که شاید مشیت الهی که برای خود در نظر گرفته بود و فکر می کرد این حق را دارد که دیگران را مجازات کند، چندان ادعای صحیحی نباشد. به همین دلیل مونت کریستو با هدف دستیابی به یک آرامش روحی، ترتیب ازدواج ماکسیمیلیان و والنتین را فراهم می کند.

کنت مونت کریستو در ابتدا به دنبال این است که با خودکشی خود را مجازات کند. زمانی که هایده به او ابراز علاقه می کند، کنت این را نشانه ای از سوی خدا می داند و به این باور می رسد که خدا گناهانش را بخشیده است.

*

کنت مونت کریستو کتاب را با دو نقل قول به نتیجه می رساند:

«به فرشته بگو چه کسی مراقب زندگی ات خواهد بود تا گاه و بیگاه بتوانی برای مردی دعا کنی که همچون شیطان خودش را هم سنگ خدا می دانست، اما با فروتنی تمام متوجه شد که قدرت و خرد بی پایان تنها در دست خداوند است.»

«تنها شخصی که در نهایت ناامیدی قرار گرفته باشد می تواند نهایت سعادت را درک کند.»

این نقل قول ها سه مضمون اصلی این رمان را نشان می دهند:
یک. خدا همیشه از انسان قوی تر است.
دو. تنها خدا می تواند مردم را مجازات کند یا پاداش دهد.
سه. تنها یک انسان می داند ناراحتی عمیق می تواند منجر به دستیابی به شادی حقیقی شود.

*

در طول رمان متوجه می شوید که کنت مونت کریستو همیشه تلاش می کند خودش را مستقیما وارد ماجراها نکند. او هیچ وقت هیچ یک از دشمنانش را با دست، خنجر، اعدام یا تمهیدات دیگر نمی کشد، آن هم با وجود این که واقعا دوست دارد این کار را انجام دهد. تنها شخصی که او واقعا به قتل می رساند، خودش است. او در زندان ادموند دانتس را از بین می برد. شاید پرسش مهم این باشد که او چرا شخصا کسی را نمی کشد؟

در طول رمان می بینیم که مرگ به شیوه های مختلفی خودش را نشان می دهد: سکته، سم، اسلحه، شمشیر و … . در جاهای مختلف می بینیم که کنت با خونسردی و بی تفاوتی نظاره گر قتل هایی می شود که به بی رحمانه ترین شکل ممکن در حال رخ دادن هستند. او قبلا تمرین های زیادی انجام داده است تا اسیر احساسات نشود. کنت مونت کریستو در جایی می گوید: «در زندگی هیچ صحنه ای جذاب تر از صحنه مرگ وجود ندارد.» در طول رمان، دوما بارها به ما یادآوری می کند که: مرگ چه قدر جذاب است و مردم چه قدر مشتاق تماشای آن هستند.

*

در پایان باید گفت که کتاب عاری از مشکلات هم نیست. برای مثال، علی، برده‌ی کنت مونت کریستو تنها زمانی اجازه‌ی تولید صدا و اظهارنظر دارد که بتواند ارادت خوت به صاحبش را بیان کند و چند مورد دیگر. اما داستان رشد شخصیتی ادموند به حدی ما را درگیر می‌کند که می‌توان این نقص‌های رمان را هم بخشید. رمان کنت مونت کریستو موفق می‌شود تا داستان تبدیل شدن یک جوان خام به یک مجنون روانی را نشان دهد که در پی انتقامی سخت از کسانی‌ست که به وی بدی کرده‌اند و سپس نشان دهد که چگونه این شخصیت انتقام‌جو با گذشتن از انتقام نهاییش به آرامشی نسبی می‌رسد.

خواندن  کتاب زیبای کنت مونت کریستو را به همه پیشنهاد می‌کنم.

کنت مونت کرستو . مه تارا

برچسب ها
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن