مثل ها و متل ها

ضرب المثل های فارسی ، سخنان برجسته، روشن ، پندآمیز و مستقل

گلستان سعدی، شاهکار نثر سعدی شیرازی، منبع حدود 400 تا از ضرب المثل های فارسی است؛ اما جالب است بدانید بسیاری از ضرب‌المثل‌های این کتاب، ریشه در آثاری مانند شاهنامه فردوسی، کلیله و دمنه، مرزبان‌نامه و… دارند.

حتماً این بیت معروف سعدی را شنیده‌اید که «نابرده رنج گنج میسر نمی‌شود/ مزد آن گرفت جان برادر که کار کرد». دو قرن پیش از سعدی، فردوسی در شاهنامه این‌طور سروده: «به رنج اندر است ای خردمند گنج/ نیابد کسی گنج، نابرده رنج».

سعدی همچنین بیت مشهور «میازار موری که دانه‌کش است/ که جان دارد و جان شیرین خوش است» را از فردوسی وام گرفته است. از دیگر اشعار فردوسی در شاهنامه که ضرب‌المثل شده‌اند، می‌توان به «توانا بود هر که دانا بود»، «جوان است و جویای نام آمده است» و «دو صد گفته چون نیم کردار نیست» اشاره کرد.

در ادامه تعدادی از ضرب المثل های فارسی را بامفهوم مختصری از آن ارائه کرده ایم . امیدواریم بخوانید ولذت ببرید:

*** ضرب المثل های فارسی ***

آفتابه لگن هفت دست، شام و ناهار هیچی!:جایی که همه امکانات باشد، ولی از عمل خبری نباشد.

آدم خوش معامله شریک مال دیگرانه:خوش حساب باش تا همه قبولت داشته باشند.

آدم تا کوچکی نکنه به بزرگی نمی‌رسه:برای رسیدن به مرتبه‌های عالی باید از رتبه‌های پایین گذشت.

از شما عباسی از ما رقاصی!:پول از شما، کار از ما.

اجاره نشین خوش‌نشینه:کسی که خانه ندارد و اجاره نشین است در هر جایی که خوشش آمد زندگی می‌کند.

اگر بیل زنی باغچه‌ی خودت را بیل بزن!:کسی که برای خودش کاری از دستش بر نمی‌آید، برای دیگری آن کار را می‌خواهد انجام دهد.

اگر خر می‌خواهی فکر کاهش هم باش:اگر چیزی می‌خواهی به دست آوری باید فکر نگهداری‌اش را بکنی.

برای کسی بمیر که برات تب کنه:برای کسی ناراحت باش که به دردت بخورد.

به شترمرغ گفتند: بار ببر، گفت:مرغم. گفتند: بپر، گفت: شترم!:در مورد افراد بهانه‌جو می‌گویند.

*** ضرب المثل های فارسی ***

تا به آب نزنی شناگر نمی‌شوی.:
تا دست به کار نزنی آن را یاد نمی‌گیری.

تیری به تاریکی انداختن:
به حدس و گمان نتیجه و سودی، کاری را انجام دادن.

تومون خودمونو می‌کشه، بیرونمون مردم را:
مواقعی گفته می‌شود که ظاهر زندگی فردی آراسته است اما در باطن بدهکار و فقیر است.

چشمش هزار کار می کنه که ابروش نمی‌دونه:
خیلی زیرک و موذی است.

حوض نساخته، قورباغه پیدا شد:
در مورد کسی است که کاری را برای جایی انجام نداده ولی برای آنجا می‌خواهد رئیسی و مدیر انتخاب کند.

حرف‌هات مفت، کفش‌هات جفت:
در مورد شخصی گفته می‌شود که از پیروز شدن نهایی و خیالی خود در آینده صحبت می‌کند.

خانه اگر پر از دشمن باشد بهتره تا خالی باشد:
اگر خانه خالی باشد یا در آن افراد کم باشند مورد حمله دزدان شود.

خوشا چاهی که آب از خود بر آرد:
در مورد کسانی است که خودشان از خود جوهری دارند.

دود چراغ خوردن:
رنج و تلاش فراوان کشیدن برای تحصیل علم

دو مغز در یک پوست بودن:
منظور بسیار متحد و رفیق بودن است.

*** ضرب المثل های فارسی ***

راهبر باش نه را بُر:
در زندگی طوری راهنمایی کن که راه‌گشا باشد نه باعث انحراف و بن‌بست شود.

زبان گزیده بدتر از مار گزیده است:
یعنی حرف ناخوشایندی ممکن است هرگز فراموش نشود ولی زخم مار، ممکن است التیام یابد.

سال‌ها بی قمقمه مشق کرده:
یعنی کسی در کاری با تجربه و وارد باشد.

سال‌ها می‌گذرد تا شنبه به نوروز افتد:
منظور این است که کسی برای انجام کاری فرصت را از دست بدهد و باز منتظر فرصت دیگر شود.

سوزن همه را لباس‌دار می‌کند و خودش همیشه لخت است:
این مثل در مورد افرادی گفته می‌شود که خودشان را وقف دیگران می کنند.

صبر، کلید کارهاست:
یعنی عجله نمودن در کارها اصلاً جایز نیست.

عقلش گرد است!:
عقل درست و حسابی ندارد.

عزیز کرده‌ی پدر و مادر، اخرش حمال می‌شه!:
توجه زیاد مانع اموختن هنری به کسی می‌شود.

عینک سواد نمی‌آره!:
به کار بردن وسیله دلیل توانایی کسی نیست.

عیسی بافته و مریم رشته است:
کاری که به صورت زیبایی انجام شده است.

غربت زده مهربان باشد:
یعنی هر کس ددر و غم را بهتر احساس کند به یادش می‌ماند.

 

*** ضرب المثل های فارسی ***

کلاغ قرمز دیدیم اما سفره اونو نه!:
یعنی مهمان شدن بر او از جمله محالات است.

کلاغ‌ها هم واست سایه پوشیده‌اند:
منظور آنست که همه با تو اظهار همدردی می‌کنند.

کج بشین و راستشو بگو:
یعنی این‌بار حقیقت را بگو.

گل کمیاب عمرش هم کمه:
مقصود از دست رفتن بی موقع کسی است که عمر طبیعی او بسیار بوده است.

لیلی را از چشم مجنون باید دید!:
مشابه علف به دهان بز شیرین می‌آید!

نام بلند به از بام بلند:
نیک‌نامی و شهرت به ثروت زیاد ترجیح دارد.

واسه همه ننه است واسه خودش زن بابا:
یعنی را دیرگان دلسوزی می‌کند در حالی‌که خودش بیشتر نیازمند دلسوزی است.

هر کس آب دلش را می‌خورد:
نظیر: خدا به قدر قلب هر کسی به او می‌دهد.

یه ستاره توی آسمون نداره:
آدم بی بخت و اقبالی است.

یا بخور یا به فکر خوردن باش:
یعنی بکاری اقدام کن یا در صدد انجام آن باش.

یک در بسته و هزار در باز:
یعنی در جایی بیش از حد احتیاط کردیم در حالیکه در جای دیگر به هیچ وجه احتیاط نکرده‌ایم.

*** ضرب المثل های فارسی ***

میخ دوز شدن (میخکوب شدن):
محکم در جای خود ماندن، بشدت مات و مبهوت شدن.
میخ دو شاخ برزمین فرو نرود:
با دوئیت و نفاق کاری از پیش نمیرود و منافع مشترک را از بین میبرد.
میخش قایم است:
اساس کارش استوار است، پشتیبانش پر زور و قوی است.
میخ طویله پای خروس:
کسی که قد کوتاه و پستی دارد، آدم قد کوتاه
میخواهد از آب بگذرد و پایش هم تر نشود:
در پی سودجودیی می افتد ولی کمترین زحمت و خرجی را متحمل نیست.

میخواهی عزیز شوی یا دور شو یا کور شو:
همانند: آب که در گودال بماند می گندد، دوری و دوستی.
میدان دادن به کسی:
فرصت کار و فعالیت به کسی دادن ، ا جازه زور آمایی دادن.
میدان را خالی دیدن:
به هر عملی دست زدن، خود را مصون از دیگران دانستن.
میرزا بنویس:
نامه نگاری که در نگارش هر مطلب تابع دیگری است و از خود اراده ندارد.
میرود از آسمان شوربا بیاورد:
بسیار بلند قامت است ، روز بروز بلندتر میشود.
میرزا قلمدانی است:
نویسنده کم مایه و بی سوادی است.
میرغضبی آهسته ببر ندارد:
همانند: دشمنی آهسته بزن ندارد.
میرزا قشمشم:
آدمی با لباسهای جلف و قیمتی، لوس و خودخواه و بیکاره.

ضرب امثل های فارسی . مه تارا

برچسب ها
مشاهده بیشتر

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

بستن
بستن